مرتضى مطهرى
97
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بوده است از لشكريان ابا عبد الله . در روز عاشورا هم گرفتار شد ولى چون گفت غلام هستم ، آزادش كردند . اين مرد وقايع را نوشته است . مرد ديگرى است به نام حميد بن مسلم كه وقايعنگار لشكر عمر سعد بوده است ، او هم نوشته است . همچنين ديگران كه حاضر وقعه بودهاند ، نوشتهاند . يكى از حاضرين وقعه شخص امام زين العابدين عليه السلام است . ايشان خودشان از حاضرين وقعه بودند . تمام جزئيات را از اول تا آخر [ شاهد ] بودهاند و همهء قضايا را نقل كردهاند . نقطهء ابهامى در تاريخ امام حسين وجود ندارد . متأسفانه يك داستان جعلى و تحريفى در بارهء امام زين العابدين عليه السلام هست كه حاجى نورى نقل [ و انتقاد ] مىكند ، به آن هم اشاره كنم . معمولًا مىگويند كه در روز عاشورا ، در وقتى كه هيچ كس براى ابا عبد الله نماند ، حضرت رفتند به خيمهء امام زين العابدين براى خداحافظى . آن وقت حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود : پدر جان ، كار شما و اين مردم به كجا كشيد ؟ ( يعنى اينها مىگويند اصلًا تا آن وقت امام زين العابدين عليه السلام كاملًا بىخبر بوده است ! ) فرمود پسر جان به جنگ كشيد . عجب ! جنگ واقع شد ؟ بله جنگ واقع شد . يكى يكى اصحاب را ياد كرد : حبيب بن مظهّر چطور شد ؟ فرمود قُتِلَ . زهير بن القين چطور شد ؟ قُتِلَ . برير بن خضير چطور شد ؟ قُتِلَ . هر كه از اصحاب را نام برد ، فرمود كشته شد . بعد بنى هاشم را نام برد : قاسم بن الحسن چطور شد ؟ قُتِلَ . برادرم على اكبر چطور شد ؟ قُتِلَ . عمويم أبو الفضل ؟ قُتِلَ . اين ، جعل و دروغ است . امام زين العابدين كه آنجا - العياذ باللَّه - مريض و بىهوش نبود كه اصلًا نفهمد چه گذشته است . حتى تاريخ مىنويسد در همان حال امام حركت كرد ، به عمهاش فرمود : عصاى من را با يك شمشير بياور . غرض اينكه يكى از كسانى كه حاضر واقعه بوده و آن را نقل كرده است شخص امام زين العابدين عليه السلام است . پس بياييم توبه كنيم ، واقعاً بايد توبه كنيم . بياييم از اين جنايت و خيانتى كه نسبت به ابا عبد الله الحسين عليه السلام و اصحاب بزرگوارش و يارانش و خاندانش مرتكب مىشويم و همهء افتخارات اينها را از ميان مىبريم ، توبه كنيم و پس از اين ، طور ديگرى باشيم كه از اين مكتب تربيتى استفاده كنيم . عظمت أبو الفضل عليه السلام چه كموكسرى در زندگى عباس بن على ، همان طورى كه مقاتل معتبر نوشتهاند ،